جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
847
تحفة الملوك ( فارسى )
مناسب احوال و اخلاق او است مشغول دارند نه به غير او ؛ مثلا از براى خدمت خود و خدمت خانه و هميشه در حضور بودن ، عاقلان و زيركان و جميلان و حياداران را مقرر دارند ؛ و از براى تجارت و حفظ اموال ، امانتداران و قناعتكنندگان را ؛ و از براى زراعت و عمارت ، قوىبدنان و جلددستان را ؛ و از براى امور صحرا ، از قبيل چوپانى و امثال آن ، شجاعان و قوىدلان و كمخوابان و بلندآوازان را اختيار نمايند ؛ و آنكه طبيعت احرار و آزادگان را دارد و بندهء طبع و شهوت خود نيست آن را به منزلهء اولاد خود دانند و او را بر تعلم و تكسّب كمال و آداب انسانيت مشغول دارند ؛ و آنكه بندهء طبع است آن را به منزلهء حيوانات دانند و به عادات و رياضات ، او را در كارها استعمال نمايند ، و آنكه بندهء شهوت است به مقتضاى شهوت او با او سلوك نمايند و به اهانت و استخفاف كه لازم ذات شهوتپرستان است او را در كار دارند . و اهل حدس و تجربه گفتهاند كه عرب به نطق و دها و فصاحت موصوف ، و لكن به جفاى طبع و قوّت شهوت موسوم است ؛ و عجم به عقل و تدبير و سياست و نظافت و پاكيزگى ممتاز ، و لكن به احتيال و حرص موصوف است ؛ و اهل روم وفادار و امانتدار و با مودت و اهل كفايت مىباشند ، و لكن بخيل و لئيم طبع دانسته شدهاند ؛ و اهل هند به قوّت حدس و وهم مقرون ، و لكن عجبدار و بد نيّت و پرمكر و باتزوير مىباشند ؛ و اهل تركستان به شجاعت و حسن منظر و خدمتگزارى موصوف ، و لكن غدّار و قسى القلب و بىحفاظ مىباشند . پس بايد كه اولا تأمل نمود و به تجربه يا به حدس فهميد و كسى را بنده و خادم خود گردانيد كه اخلاق و اطوار او نيكو و پسنديده باشد . و چونكه سابقا دانسته شد كه غالب آن است كه خلق باطنى ، در حسن و قبح ، تابع خلق و صورت ظاهرى است ، پس بايد كه از كور و گنگ و كوسج و قصير القامت و اعرج و هر غير مستوى الخلقه و عليل و مريض و قبيح المنظر و امثال اينها اجتناب نمود و طالب مستوى الخلقتان و صحيحان و سالمان و نيكو صورتان بايد بود . و در حديث است كه « اطلبوا الخير عند حسان الوجوه » « 1 » ؛ يعنى طلب بنماييد خير را
--> ( 1 ) . طوسى ، امالى ، ص 393 و 394 ، رقم 870 / 18 ؛ خصال ، ج 2 ، ص 394 ، باب السبعه ، ح 99 و عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 74 ، رقم 344 .